تبليغاتX
دیروز امروز فردا

 

 

 

قانون مرفی چیست؟

 

قوانین مرفی قوانینی است که حاکم بر طبیعت  و غیر قابل  کنترل هستند. این قوانین در هر لحظه زندگی به صورت ناخود آگاه وجود دارند که عبارتند از :

 

1- هر چیزی را که می خواهید نمی توانید داشته باشید.

2- اگر قرار باشد کاری خراب شود و درست پیش نرود حتما خراب میشود آن هم در نا مناسب ترین زمان.

3- اگر احتمال داشته باشد چندین کار خراب شود آن کاری که بیشترین ضرر را خواهد زد درست پیش نخواهد رفت .

4- لبخند  بزنید زیرا فردا همه چیز بدتر خواهد شد.

5- احتمال آنکه یک شیئ آسیب ببیند نسبت مستقیم دارد با ارزش آن .

6- همه کارها بیشتر از آنچه تصور می کنید به طول خواهد انجامید .

7- اگر شما تصمیم به انجام کاری می گیرید پیش از آن لازم است کار دیگری انجام دهید.

8- هر راه حلی مشکل جدیدی به وجود می آورد .

9- شما هنگام صبحانه خوردن هیچگاه نمی توانید تعین کنید که کدام طرف نان را باید کره بزنید.

10- هرگاه جسم با ارزشی از دست شما به زمین می افتد به غیر قابل دسترس ترین مکان میرود.

11- شما هر زمان دنبال چیزی می گردید همیشه در آخرین مکانی که ان را جستجو می کنید می یابیدش.

12- هیچ اهمییتی ندارد که شما به اندازه دنبال جنسی بگردید به محض آنکه آن را خریدید آنرا در مغازه دیگر ارزانتر خواهید یافت.

13- همواره در خیابان هنگام رانندگی ماشین ها در لاین دیگر سریعتر حرکت می کنند.

14- زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار می برید کاملا بی عیب و درست کار خواهد کرد.

15- هر فردی راهی برای ثروتمند شدن در ذهنش دارد که عملی نمی باشد.

16- هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونیست یا غیر اخلاقی ویا چاق کننده !؟

17- هیچ عمل نیکی بدون مجازات نخواهد ماند.

18- هرگاه شما چیزی را در جای امنی قرار می دهید تا گم نشود هیچگاه نمی توانید پیدایش کنید.

19- در ورزش بهترین ضربه ها همیشه زمانی زده میشود که تنها باشید و بدترین انها هنگامی است که در جمع بازی می کنید.

20- هر چیزی را که می خواهید نمی توانید داشته باشید و آنچه را که دارید نمی خواهید.

21- احتمال آنکه کاری را انجام می دهید دیگران ببینند نسبت مستقیم دارد با میزان احمقانه بودن کار شما !

22- سنگین بودن ترافیک نسبت مستقیم دارد با میزان عجله شما .

23- هنگام ورود به پمپ بنزین جایگاهی را که انتخاب می کنید همیشه طولانی تر از جایگاه های دیگر خواهد بود.

24- هر کسی میتواند مدرک دانشگاهی بگیرد اما صاحب عقل نخواهد شد.

25- هرگاه کفش نو را برای اولین بار به پا کنید ­همه پایشان را بر روی آن خواهند گذاشت.

26- زمانی که می خواهید لکه روی شیشه را پاک کنید لکه همیشه سمت دیگر شیشه می باشد.

27- برای تمیز کردن هر چیزی چیز دیگری باید کثیف شود. ( قانون بقای کثیفی )

28- اگر امری احتمال دارد اتفاق افتد و خیلی هم خوشایند باشد هرگز اتفاق نخواهد افتاد.

29- 2 عنصر در طبیعت فراوان می باشد اولی هیدروزن و دومی حماقت.

30- جاده رسیدن به موفقیت همواره در دست ساعتمان است.

31- هرگاه چیزی را دور اندازی به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشی به ان نیاز پیدا خواهی کرد.

32- کار تیمی همواره ضروری می باشد چون به شما اجازه می دهد تا در صورت بروز اشکال فرد دیگری را نکوهش کنید.

33- شما هیچگاه نمی توانید با نگاه کردن به خطوط راه آهن بگویید قطار از کدام طرف خواهد آمد.

34- ماشینی که در روبروی شما در حرکت است همیشه سرعتش از شما کمتر است.

35- هرچه عقیده ای مسخره تر باشد احتمال موفقیت آن بیشتر است.

36- افرادی که میتوانند بهترین نصایح را کنند نصیحت نمی کنند.

37- دود سیگار همواره به سمت افراد غیر سیگاری حرکت خواهد کرد.

38- جای پارک مناسب ماشین همواره سمت دیگر خیابان می باشد.

39- برای هر عملی یک انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد.

40- هرگاه به دروغ به رئیس خود بگویید علت تاخیر شما پنچر شدن چرخ ماشین بوده روز بعد چرخ ماشین شما پنچر خواهد شد.

41- تقریبا داخل شدن به کاری از خارج شدن از آن سخت تر است.

42- هیچ چیز هیچگاه بهتر نشده بدتر می شود.

 

+ نوشته شده توسط گرائی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 19:9 |

فرهنگ سازمانی

 

تا دو دهه قبل به سازمانها به عنوان ابزارهایی عقلایی برای ایجاد هماهنگی و کنترل افراد برای اهداف نگریسته میشد . نگاهی زرفتر بر تعاریف  سازمانی  این واقعیت را روشن میکند که فرهنگ سازمانی سیستمی از معانی مشترک  میباشد .

 بنابر این فرهنگ سازمانی شیوه انجام گرفتن اموررا در سازمان برای کارکنان  روشن می سازد . اغلب فرهنگ سازمانی به عنوان عامل مهم در اندازه گیری عملکرد سازمانی که اشاره به ارزشهای تعیین شده  انتظارات و معانی موجود در یک سازمان دارد نادیده گرفته میشود . فرهنگ سازمانی بیان میکند که چه چیزهایی در حیطه ماست.

 

فرهنگ سازمانی به تازگی در دانش مدیریت و قلمرورفتار سازمانی راه یافته است . به دنبال نظرات و تحقیقات جدید در مدیریت این فرهنگ دارای اهمییت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی مدیریت را تشکیل داده است.

 جمعیت شناسان جامه شناسان و اخیرا روانشناسان و حتی اقتصاد دانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته ودر شناسایی نقش و اهمیت ان نظریه ها تحقیقات زیادی را به وجود اورده و در حل مسائل و مشکلات مدیریت به کار گرفته اند .

 با بررسی که توسط گروهی از اندیشمندان علم مدیریت به عمل آمده این فرهنگ به عنوان یکی از موثرترن عوامل پیشرفت و سازمانها شناخته شده . به طوری که بسیاری از پزوهشگران معتقدند که یکی از دلایل موفقیت زاپن در صنعت و مدیریت توجه آنها به فرهنگ سازمانی است.

از فرهنگ سازمانی می توان به عنوان اساسی ترین زمینه در تغییر و تحول سازمان و به عنوا ن یک زیر بنا در بستر تحول سازمانی یاد کرد.

+ نوشته شده توسط گرائی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 18:13 |

تحلیل و تفسیر فرهنگ سازمانی

 

اداب و رسوم سنتها و شیوه ای که  یک سازمان کارها را انجام میدهد تا حد زیادی به گذشته ان و تجربیات موفقیت امیزی که آن سازمان در این تلاشها داشته بستگی دارد .بنیان گذاران یک سازمان در ایجاد فرهنگ اولیه نقش اصلی و بسیار حیاتی ایفا می کنند عادات رسو م ومرام گذشته هیچ نوع محدودیت یا قید و بندی را نباید به وجود آورد چون معمولا هر ساز مان ابتدا به صورت کوچک و نوپا به وجود می اید .

 بنا بر این این موسسان هستند که می توانند نظر خود را بر کارمندان اعمال کنند یا نکنند انها برای جامه عمل پوشاندن به نظرات خود تعصبا ت خاصی به خرج میدهند که فرهنگ سازمان هم محصول و نتیجه همین روابط بین کارفرما و کارمند است اما این را باید بدانیم که فرهنگ قوی با کاهش و جابجایی کارکنان ارتباط مستقیم دارد. از این رو در جهان امروز مدیران و کارکنان به وسیله مقامات سازمان به استخدام شرکتها در می ایند و هر چند مدت یک بار به سازمانهای مختلف انتقال می یابند به این دلیل هیچ گاه به افراد متخصص تبدیل نمی شوند  بلکه به صورت افراد همه کاره ای در می ایند که هر کاری را به مقدار اندک میدانند .

 فرهنگ را نمیتوان در ترازو قرار داد و گفت که خوب است یا بد ! تنها میدانیم که وجود دارد و باید به صورت صحیح به ان بپردازیم.

+ نوشته شده توسط گرائی در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 18:11 |

یک روز مهم در زندگی !

دوستان سلام

از شما میخواهم لحظاتی چشم هایتان را ببندید و دروازه های قلبتان را بگشایید. حالا تمام توجه خود را روی تنفستان متمرکز کنید.نفس عمیقی بکشیدو با همه وجود هوایی را که داخل ریه هایتان شده احساس کنید.این تنفس را تا لحظه ای که بدنتان نیاز به بازدم داردبا لذت وارامش نگه دارید حالا بازدم خود را با احساس شادی انجام دهید .

چه احساسی دارید؟

قطعا لذت بازدم در لحظاتی که همه وجود شما نیاز به تنفسی دوباره دارد با هیچ چیز در جهان برابری نمی کند .

حال میتوانیم با صدایی بلند این عشق درونی را متجلی سازیم که :

خدایا – چنان کن که جان را که به ما داده ایپاک و کامل به تو باز گردانیم.

خدایا- اگر دیگران از تو بهشت می خواهند دراشتباهند. در مقابل تو هر چیز گرانبهیی بی ارزش است.

خدایا- طاقت رنج جهان را ندارم و از قهر تو بیمناکم به راه تو گام بردارم  به خاطر تو زندگی کنم و فردا در بهشت محبت تو بیارامم .

و......

خدایا- امروز روز مهمی است. امروز اولین روز از بقیه زندگی من است پس قلب خود را می گشایم تا دوباره دوست بدارم و بتوانم بدون هیچ ترسی به همه دوستا نم بکویم دوستتان دارم.

+ نوشته شده توسط گرائی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 18:38 |

 

....جایی برای راه رفتن

 

مشهور است که تهران شهری برای پیاده روی نیست. وشهروندان این شهر نمی توانند در کنار خیابانها و بزرگراههایش  به آرامی قدم بزنند  حتی در کوچه پس کوچه های این شهربزرگ محیطی برای پیاده روی نمی توان یافتبا وجود انکه شهرداری تهران در طول سالهای گذشته سعی در بهبود و برطرف کردن این معزل داشته اما همچنان تهران شهری نیست که شهروندانش بتوانند در ان پیاده روی کنند.

مشگل کجاست؟ مسلما در ابتدای شکلگیری خیابانهای این شهر محلی برای احداث پیاده رو پیشبینی شده اما در طول سالهای گذشته به تدریج پیاده روی  از ذهن شهروندان پاک شده و تهران تنها جایی برای خودروها شده است.

شهرداری میتواند با نگاهی بنیادین پیاده روهای شهر را  دوباره احیا کند. و انرا به محلی مناسب  برای زندگی شهروندان تبدیل کند .

این شهر باید دوباره به همان راهی رود که ابتدای شکلگیریش بود. سا ماندهی پیاده روهای این شهر امری ضروریست  تغییری که شاید به مدیریت شهری هزینه چندانی را تحمیل نکند. اما زندگی را برای شهروندان دلپذیر و آسانتر کند.

 

+ نوشته شده توسط گرائی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 و ساعت 18:36 |

بسمه تعالی

  

(  فرهنگ سازمانی  )

  

" در هر سازمان بند هایی وجود دارد که می توان از کنار آنها گذشت یا آنها را زیر پا نهاد و بند هایی هم است که باید شناخت و به وجود آنها پی برد ."

                                                                                                                                                                                                                                  ( آر .ریتی و جی . فانک هاوسر )

 

مقدمه :

 یک فرهنگ قوی می تواند شیوه ای را بدست دهد که بر آن اساس کارها و امور بصورت کامل تفهیم گردد  .

این موضوع  که یک سازمان را باید به عنوان نوعی فرهنگ سازمانی به حساب آورد یک پدیده نسبتا" تازه است . حدود پانزده سال پیش تصور بر این بود که سازمان یک وسیله یا یکی از ابزار های معقول و منطقی است که میتوان با استفاده  از آن یک گروه از افراد را کنترل و کارهای آنها را هماهنگ کرد ولی واقیت این است که سازمان چیزی بیش  از این هاست یک  سازمان همانند یک فرد دارای شخصیت است  و می تواند دارای ویزگی های  انعصاف پذیری / دوستانه / خلاق / محافظه کار / صمیمی  باشد .

سالهای کنونی نظریه پردازان سازمانی به این حقیقت پی برده اند  و متوجه نقش مهمی شده اند که پدیده فرهنگ میتواند در صحنه زندگی اعضا سازمان موءثر باشد  .  نکته قابل توجه این است که ریشه فرهنگ  در گذشته های  نسبتا" دور قرار دارد  یعنی حدود پنجاه سال پیش که وازه نهادی  شدن معنی مفهوم پیدا کرد .

 نهادی شدن سازمان باعث  میشود که کارکنان و اعضا نسبت به آنچه مناسب  و شایسته است درکی مشترک پیدا کنند  .

 

 

بخش اول :

­­-- تعریف فرهنگ سازمانی 

 

1-1  بسیاری از صاحب نظران بر این موضوع اتفاق نظر دارند که مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط های مشترک  است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویزگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر میشود . یک سیستم که اعضا آن دارای استنباط مشترک از آن هستند .  ( استیفن پی . رابینز  1378 ص1059 )

 

2-1 فرهنگ سازمانی عبارتست از مجموعه ای از ارزشها و باورها , درک و استنباط  و شیوه های تفکر یا اندیشیدن که اعضا سازمان در آن وجوه مشترک دارند و همان چیزی است که بعنوان یک پدیده درست به اعضا تازه وارد آموزش داده میشود . آن نشان دهنده بخش نانوشته ومحسوس سازمان است . (  ریچارد ال . دفت 1381 ص 394 )

3-1  فرهنگ سازمانی عبارتست از ارزشهای غالب ارائه شده توسط سازمان  (  دیل و کیندی . 1982. ص 12 )

4-1  فرهنگ سازمانی عبارتست از شیوه ای که کار ها در جائی انجام میشود  (  بوور . 1966 .ص 79 )

 

بخش دوم :

-- ویزگی های فرهنگ ساز مانی  

 

1-2 : فرهنگ سازمانی به ده نوع تقسیم میگردد که عبارتند از :

-  ابتکار فردی :  میزان مسئولیت , آزادی و استقلالی که افراد دارند .

 خطر پزیری :  میزانی که کارکنان یک سازمان به خطر پذیری , خلاقیت و تهور ترغیب میشوند.

 هدایت و سرپرستی  : حدی که مدیر سازمان هدفهای روشن را تدوین کرده است و عملکرد بالائی را انتظار دارد .

  انسجام : حدی که مدیران واحد های هر سازمان را به عملکرد های هماهنگ با سایر واحدها ترغیب می کند .

  حمایت مدیریتی : میزان ارتباط سازنده مدیران سازمان با کارکنان که به آنان کمک می کند.

  کنترل : تعداد قوانین و مقررات و میزان نظارت مستقیمی که مدیران برای کنترل کارکنان دارد .

  هویت : حدی که افراد سازمان بر مبنای آن هویت خود را با سازمان به عنوان یک کل تعیین می کند .

  سیستم تشویق : درجه مبتنی بر پاداش که بر اساس شاخصهای عملکرد کارکنان است .

  تحمل اختلاف سلیقه : میزانی گه کارکنان به بیان بارز و روشن انتقاد ها واختلاف نظر های خود ترغیب می شوند .

 الگو های ارتباتی : حدی که ارتباطات سازمانی را به سلسله مراتب رسمی اختیارات محدود میسازد.

 هر یک از ویزگی های فوق را بر روی یک پیوستار میتوان قرار داد . و با ارز یابی ویزگی های ده گانه تصویری از فرهنگ سازمان بدست آورد . (  گوردن و کامینس .1979 ص 14 / بتز و هالف هیل .1985.ص 86 )

 

2-2  یک سازمان که اعضا آن دارای استنباط مشترک(  فرهنگ )  از آن هستند  دارای ویزگی های زیر است  :

 -  نو آوری و خطر پذیری :  میزانی که کارکنان تشویق به نو آوری و خطر پذیری می شوند .

 -  توجه به جزئیات : میزانی که کارکنا ن باید به جزئیات بپر دازند و کارها را تجزیه و تحلیل نمایند .

 -   توجه به ره آورد ها : میزانی که مدیریت باید به نتیجه ها و دستاورد ها توجه نماید .

 -   توجه به اعضا سازمان : میزان توجه مدیر به اعضا سازمان .

 -   توجه به تیم  : میزا نی که کارها  و فعالیت ها حول تیم متمرکز شده اند .

 -   جاه طلبی : میزان درجه ای که افراد و اعضا سازمان بلند پرواز و جاه طلب هستند .

  -  پایداری  : میزان درجه ای سازمان برای حفظ وضع موجود تاکید دارد .

 هر یک  از این ویزگی ها بر روی  طیفی قرار می گیرد که دامنه آن از بسیار کم , تا بسیار زیاد  کشیده  میشود  بنابر این اگر فرهنگ سازمانی را از دید این   هفت ویزگی  مورد  توجه قرار دهیم   ,  تصویر کاملی از آن بدست می آید  این تصویر به  صورت  اساس  و مبنایی  در می آید که منعکس  کننده   نوع احساسات  اعضا ء ,  استنباط  مشترک  آنها  ,  شیوه انجام  امور ,  یا  نوع رفتار آنها ست .   ( استیفن پی . رابینز  . سازمان . 1378 ص1059 )

 

بخش سوم :

-- تفسیر فرهنگ

 ۱-3   تفسیر و شناسایی محتوای فرهنگ مستلزم این است که افراد با توجه به ویزگی های قابل مشاهده چیزهایی را درک می کنند این ویزگی ها را میتوان مورد بررسی قرار داد ولی دقیق آن کار چندان ساده ای نیست جشنی که در یک سازمان برای دادن جایزه به افراد بر پا میشود مفهوم متفاوت با جشنی دارد که در جای دیگر بر پا میشود.

 برخی از جنبه های مهم و قبل مشاهده فرهنگ سازمانی عبارتست از : مراسم  / جشن ها  / نشانه ها   و زبان خاصی که در یک سازمان به کار برده میشود  . ( ریچارد ال . دفت 1381 ص396 )

 

2-3  فرهنگ سازمانی به شیوه ای اطلاق می گردد که اعضا سازمان در مورد ویزگی های آن می اندیشند یعنی یک وازه توصیفی است این موضوع اهمیت زیادی دارد در تحقیقاتی که روی فرهنگ سازمانی انجام شده است محققان کوشیده اند تا دریابند که افارد از چه زوایائی به سازمان خود نگاه میکنند هنگام سنجش رضایت شغلی سعی میشود تا واکنش فرد نسبت به محیط سنجیده شود که این خود به نوع احساسات مربوط میشود.   ( استیفن پی . رابینز  . سازمان . 1378 ص1063)

 

بخش چهارم :

-- نقش فرهنگ

 

1-4 در سازمان ها دو نقش عمده برای فرهگ وجود دارد :

 الف .  متحد و یکپارچه نمودن اعضا به گونه ای که آنها شیوه رفتار و برقرار کردن ارتباط را بدانند .

  ب  .  به سازمان کمک کند تا خود را با عوامل محیطی وفق دهد .

 فرهنگ سازمانی روابط کاری روزانه را مشخص میکند , شیوه روابط افراد  نوع رفتار قابل قبول و شیوه تخصیص و اعمال قدرت را تعیین میکند .  ( ریچارد ال . دفت 1381 ص395 )

 

2-4  فرهنگ سازمانی وظایف  چندی  را برعهده دارد . نخست آنکه به اعضا  خود هویت می بخشد . به  عبارت دیگر افراد  سازمان افتخار می کنند  که در چنین  سازمانی  و برای هدفهای آن  تلاش می کنند  از انجا که فلسفه  وجودی  نهادهای انقلاب اسلامی مانند جهاد  سازندگی از  یک سو  خدمت به  محرومان  و مستضعفان  و از یک  سو تعهد  و اخلاص نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی است . این  هدفهای  مقدس و پرورش دهنده روح ایثار و عشقو فداکاری در راه خدا در انسانهاست ونبابر این همچون چشمه زلالی  که  همواره  جوشان  است ,  روحیه ایثار وعشق و فداکاری در راه خدا را در آنان شعله ور نگه می دارد.              ( مجموعه مقالات 1369.ص402 )  

 

3-4  در یک سازمان فرهنگ نقش های متفاوتی را ایفا میکند یا وظایف گوناگونی بر عهده دارد .

اول :  فرهنگ تعیین گننده مرز سازمانی است یعنی سازمان را از هم تفکیک مینماید .   دوم :  نوعی احساس هویت به پیکره سازمان تزریق می کند.   سوم  : فرهنگ باعث میشود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود بیاید که بسی بیش از منافع شخصی فرد است .   چهارم   :  فرهنگ باعث ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می گردد. فرهنگ از نظر اجتماعی نوعی چسب به حساب می آید که می تواند از طریق ارائه استاندارد های مناسب اجزا سازمان را به هم متصل کند .

سرانجام فرهنگ به یک عامل کنترل به حساب می آید که موجب بوجود آمدن و شکل دادن به نگرش و رفتار کارکنان میشود و در سال 1990 اهمیت زیادی پیدا کرد .  ( استیفن پی . رابینز  . سازمان . 1378 ص 1068)

 

4-4 از دیگر نقش های فرهنگ اینکه تعهد و مسئولیت جمعی را تسهیل می کند .همچنان که گفته شد تعهد پیگیری بی وقفه هدف است و بیانگر میزان عجین شدن هرفرد با کاری است که انجام میدهد . افراد متعهد هدفمند بوده وتحت فشار تسلیم نمی شوند زیرا خود را وقف وضعیتی کرده اند که در آن قرار دارند .  ( کرینتر وکینیکی . 1992.ص614 )

 

بخش پنجم :

-- انواع فرهنگها

 ۱-5  یک پزوهشگر از دانشگاه اموری تحقیقی انجام داد و در نتیجه متوجه شد که سازمان های کنونی دارای چهار نوع فرهنگ هستند .او آنها را  الف: مکتب    ب: باشگاه    ج: تیم بیس بال     د : دز نظامی    نامید .

 الف  .  مکتب  :  محلی که افارد مستقر در آن  می خواهند از همه ریزه کاریهای کاری که به ان مشغولند آگاهی یابند و در آن استاد و خبره شوند .

 ب  . باشگاه  :  ابن شرکتها برای افراد وفادار و متعهد که برای شرایط کار موجود مناسب باشند ارزش زیادی قائل اند و در این شرکت ها سابقه خدمت و ارشدیت اهمیت زیادی دارد .

 ج  . تیم بیس بال :  این سازمان ها برای  کسانی که می خواهند ابتکار عمل نشان دهند وخطر پذیری بالائی دارند بهشت موعود است.

 د  . دز نظامی  : ویزگی مهمی که شرکت های بیس بال دارند ابن است که به خلاقیت و نوآوری ارج می نهند . ولی خصوصیات بارز سازمان های دز نظامی این است که در آن مسئله امنیت شغلی از اهمیت بالائی برخوردار نیست .( استیفن پی . رابینز  . سازمان . 1378 ص 1060)

 

2-5 تحقیقاتی که در زمینه فر هنگ سازمان صورت گرفته آن را به چهار دسته تقسیم نموده است  که عبارتند از :

 -   فرهنگ انعطاف پذیری  :  از ویزگی های فرهنگ انعطاف پذیری یا سازشکاری یا فرهنگ کار آفرینی این است که از مجرای انعطاف پذیری و از نظر استراتزیک به محیط خارجی توجه شده و کوشش می شود تا نیاز مشتریان تامین گردد در این فرهنگ هنجار ها و باور ها ئی مورد تائید و یا تقویت  قرار می گیرد که بتوان بوسیله آن علائم موجود در محیط را شناسائی کرد و بر آن اساس واکنش مناسب را از خود  نشان داد یا رفتاری مناسب را در پیش گرفت .

 -   فرهنگ ماموریتی  :  سازمانی که چنین فرهنگی در آن حاکم است می کوشد تا نیاز های محیط خارجی را تامین کند ولی الزامی در خود نمی بینید که به سرعت دستخوش تغییر قرار گیرد در فرهنگ ماموریتی به دیدگاه های مشترک از نظر هدف سازمان توجه زیادی می شود این دیدگاه نوع فعالیت های سازمان را مشخص میکند واین فعالیت ها مفهومی به خود میگیرد که از حد کارهای موظف فرا تر می رود .

 -  فرهنگ مشارکتی :  در این فرهنگ از اعضا سازمان خواسته میشود که در امور مشارکت کنند تا شرکت بتواند از عهده انتظارات عوامل محیطی در حال تغییر بر آیددر این فرهنگ به نیاز های کارکنان توجه میشود و همین امرموجب عملکرد عالی سازمان خواهد شد . مشارکت در امور موجب میشود که فرد احساس مالکیت و مسئولیت در شرکت بنماید و از این رو نسبت به سازمان تعهد بیشتری پیدا کند

 

 -  فرهنگ بروکراتیک : این فرهنگ که همان دیوان سالاری است  به امور داخلی سازمان توجه می کند  و برای محیطی مناسب است که از ثبات نسبی برخوردار باشد. شعارها قهرمانان و جشن ها در جهت همکاری سنت و رعایت رویه ها و سیاست های پا بر جاست و سازمان بدین گونه در صدد تامین هدفهای خود بر می آید .

افراد مشارکت بسیار اندکی در امور سرنوشت ساز سازمان دارند و کارها بر اساس رویه ای باثبات و ایجاد هماهنگی و اشتراک مساعی بین اعضاء انجام می شود موفقیت سازمان در گرو یکپارچگی و کارائی بالاست . ( ریچارد ال . دفت 1381 ص404 )

 

 -- نتیجه گیری :

 با توجه به تعاریف و نظریه های ارائه شده  در مقاله فوق وازه فرهنگ  پدیده ای نا ملموس  / غیر محسوس / تلویحی / و یک امر حقیقی به حساب می آید ولی هر سازمانی در بر دارنده مجموعه ای از مفروضات و قوانین و مقررات قابل درک است که بر محیط کار حاکم هستند  و  تا زمانی که افراد تازه وارد مقررات را نیاموزند به عنوان اعضاء  سازمان به حساب نمی آ یند و رعایت قوانین و مقررات پاداش و ارتقا مقام را در بر دارد .

فرهنگ سازمانی که محصول فرعی فرهنگ اجتماعی است به نوبه خود بر ارزش ها , اخلاق, نگرش ها, پیش فرض ها و انتظارهای فرد اثر می گذارد و در رفتارهای وی جلوه گر می شود .  و کلام آخر اینکه فرهنگ تعیین کننده مرز های سازمانی است و سازمان ها رااز  یکدیگر تفکیک,  و نوعی احساس هویت و تعهد  به پیکره اعضا ء سازمان تزریق می کند.

 

 -- فهرست منابع :

 ۱ . ال دفت , ریچارد, مبانی تئوری طراحی سازمان ها , ترجمه  دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی, دفتر پزوهش های فرهنگی ,تهران 1378

2. رابینز, استیفن پی , رفتار سازمانی  , ترجمه  دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی ,د فتر پزوهش های

فرهنگی تهران,  جلد سوم,  سازمان , چاپ پنجم ,  1383

3. رضائیان ,  دکتر علی , اصول مدیریت سازمان , مطا لعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها  ( سمت ) , تهران  1383

 

      

 

--تحلیل و تفسیر فرهنگ سازمانی

 

اداب و رسوم سنتها و شیوه ای که  یک سازمان کارها را انجام میدهد تا حد زیادی به گذشته ان و تجربیات موفقیت امیزی که آن سازمان در این تلاشها داشته بستگی دارد .بنیان گذاران یک سازمان در ایجاد فرهنگ اولیه نقش اصلی و بسیار حیاتی ایفا می کنند.

 عادات رسو م ومرام گذشته هیچ نوع محدودیت یا قید و بندی را نباید به وجود آورد چون معمولا هر ساز مان ابتدا به صورت کوچک و نوپا به وجود می اید .

 بنا بر این این موسسان هستند که می توانند نظر خود را بر کارمندان اعمال کنند یا نکنند انها برای جامه عمل پوشاندن به نظرات خود تعصبا ت خاصی به خرج میدهند که فرهنگ سازمان هم محصول و نتیجه همین روابط بین کارفرما و کارمند است اما این را باید بدانیم که فرهنگ قوی با کاهش و جابجایی کارکنان ارتباط مستقیم دارد. از این رو در جهان امروز مدیران و کارکنان به وسیله مقامات سازمان به استخدام شرکتها در می ایند و هر چند مدت یک بار به سازمانهای مختلف انتقال می یابند به این دلیل هیچ گاه به افراد متخصص تبدیل نمی شوند  بلکه به صورت افراد همه کاره ای در می ایند که هر کاری را به مقدار اندک میدانند .

 فرهنگ را نمیتوان در ترازو قرار داد و گفت که خوب است یا بد ! تنها میدانیم که وجود دارد و باید به صورت صحیح به ان بپردازیم.

 

+ نوشته شده توسط گرائی در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 21:47 |
 

همگان را برای مدتی و برخی را برای همیشه می توان فریفت اما همگان را برای همیشه هرگز...!

قلم گوید که من شاه جهانم          قلمزن را به دولت می رسانم

 

آن بید مجنون که در کنار چشمه ایستاده چهره خود را در اب می نگرد .

آن صخره ای که به دامن کوه نشسته و در اندوهی بی پایان فرو رفته .

و آن پیرمرد سالخورده ای که سالهاست از دروازه جهان گذشته و در قلب خاک آرمیده .

همه اینها روزگاری شاهد اندوهناک ترن و عالی ترین احساسات بشری و حوادث روزگار بوده اند .

ـ اگر به این بیندیشیم که فردا دیگر مارا نخواهد داشت مطمئننا امروز را به گونه ای زندگی خواهیم کرد که هرگز افسوس دیروز را نخوریم . اما حقیقت این است که امروز همان فردای دیروزی است که همیشه منتظرش هستیم . مطالب مندرج در این وبلاگ سعی بر آن دارد که اطلاعاتی هرچند کم و کوتاه در زمینه های اطلاعات عمومی و اخبار و مسائل روزی که دیروز و امروز ما را ساخته است در اختیار خوانندگان عزیز قرار گیرد تا با آنها بتوانیم فردایی بهتر را رقم زنیم .

+ نوشته شده توسط گرائی در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 18:32 |

 

 وام بانکی

 

_ بالا بردن نقدینگی

_رونق بازار مسکن

_ تخصیص سود سرمایه به بانک

_ مشکلات باز پرداخت وام

_ کمک به بنگاه های زود بازده

_ محدودیت دریافت وام

_ دارا بودن ضامن معتبر

_ بالا بودن بروکراسی اداری

 

پرداخت تسهیلات بانکی به مردم

بخش اول : محاسن

 

1-1  بالا بردن نقدینگی

1-2  رونق بازار مسکن

1-3  تخصیص سود سرمایه به بانک

1-4  کمک به بنگاه های زود بازده

 

بخش دوم : معایب

 

2-1مشکلات باز پرداخت وام

2-2محدودیت دریافت وام

2-3دارا بودن ضامن معتبر

2-4 بالا بودن بروکراسی اداری

 فهرست :                                                                     

  منبع:

 

 
 

 

بالا رفتن سهمیه بومی در دانشگاه ها

 

 

_ بالا رفتن درصد قبولی

_  ازدیاد جمعیت دانشجویان بومی

_ کاهش مشکلات دانشجویان میهمان در دانشگاه های شهرستانها

_ کاهش مخارج خانواده ها

_ حفظ فرهنگ بومی هر شهر

_ مغایرت بین میزان پذیرش دانشجو و جمعیت هر شهر با افزایش سهمیه بومی دانشگاه 

_ بالا رفتن درصد قبولی شرکت کنندگان شهرستانی در شهر خود

_ کاهش مهاجرت از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ

_ کاهش قبولی در شهرهای بزرگ

_ بالا رفتن امنیت دانشجویان 

 

بالا رفتن سهمیه بومی در دانشگاه ها

 

بخش اول : محاسن

 

1-1  بالا رفتن درصد قبولی

1-2  کاهش مشکلات دانشجویان میهمان در دانشگاه های شهرستانها

1-3  بالا رفتن امنیت دانشجویان

1-4  کاهش مهاجرت از شهر های کوچک به شهرهای بزرگ

 

 

بخش دوم : معایب

 

2-1مغایرت بین میزان پزیرش دانشجو و جمعیت هر شهر با افزایش سهمیه دانشگاه ها

2-2کاهش قبولی در شهر های بزرگ

 

 

 فهرست :                                                                     

  منبع:

 

 

 

چک

 

 

سهولت در معاملات

_ محدودیت برگشت در مبلغ

_ سقوط اعتبار در معاملات بازار

_ عدم اطمینان نسبت به چک

_ استفاده از چکهای مدت دار در معاملات مغایر قانون چک میباشد .

_ به روز بودن چک

_ سهولت در حمل و نقل

_ صدور چک های بی اعتبار

_ وجود موانع قانونی در پی گیری

_ بالا بودن بوروکراسی اداری

 

نحوه استفاده از چک

بخش اول : معایب

 

1-1  عدم اطمینان نسبت به چک

1-2  استفاده از چکهای مدت دار در معاملات مغایر قانون چک میباشد.

1-3  صدور چک های بی اعتبار

1-4  وجود موانع قانونی در پی گیری

1-5  بالا بودن بوروکراسی اداری

 

بخش دوم : محاسن

 

2-1 سهولت در معاملات

2-2 به روز بودن چک

2-3 سهولت در حمل و نقل

 

 فهرست :                                                                     

  منبع:

 

 

 

اعزام دانشجو به خارج از کشور

 

 

_ بالا بردن سطح علمی

_ در صورت برگشت نیروی انسانی باعت به روز شدن تخصص های داخلی کشور

_ جذب نخبگان توسط کشور های پیشرفته

_ خروج خلاقیت و نوآوری .

_ ورود ایده های نو و به روزدنیا به داخل کشور

_ استفاده دانشجو از امکانات در سطح بالا

_ پیشرفت اقتصادی در صورت بازگشت نیروی انسانی

_ متضرر شدن دولت در صورت عدم بازگشت

 

اعزام دانشجو به خارج از کشور

 

بخش اول : معایب

 

1-1  خروج خلاقیت و نوآوری .

1-2  جذب نخبگان توسط کشور های پیشرفته

1-3  متضرر شدن دولت در صورت عدم بازگشت

 

بخش دوم: محاسن

 

2-1 بالا بردن سطح علمی

2-2 در صورت برگشت نیروی انسانی باعت به روز شدن تخصص های داخلی کشور

2-2 ورود ایده های نو و به روزدنیا به داخل کشور

2-3 استفاده دانشجو از امکانات در سطح بالا

2-4 پیشرفت اقتصادی در صورت بازگشت نیروی انسانی

 

 

 فهرست :                                                                     

  منبع:

 

 

 

بازی های رایانه ای

 

 

_ بالا بردن خلاقیت و ضریب هوشی

_ اعتیاد به بازی ها

_ عوارض چشمی

_بروز چاقی

_ پر کردن اوقات بیکاری

_ بروز خشونت و ناهنجاری های اخلاقی

_ مفید بودن آنها در جهت آموزش

  

بازی های رایانه ای

 

بخش اول : معایب

 

1-1  اعتیاد به بازی ها.

1-2  عوارض چشمی

1-3  بروز چاقی

1-4  بروز خشونت و ناهنجاری های اخلاقی

 

بخش دوم: محاسن

 

2-1 بالا بردن خلاقیت و ضریب هوشی

2-2 پر کردن اوقات بیکاری

2-3 مفید بودن آنها در جهت آموزش

 

 فهرست :                                                                     

  منبع:

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط گرائی در شنبه یازدهم آبان 1387 و ساعت 19:5 |

قصه شهر سنگستان

 

دو تا کفتر      

نشسته اند روی شاخه سدر کهنسالی

که روییده غریب از همگنان در دامن کوه قوی پیکر .

 

دو دلجو مهربان با هم

دو غمگین قصه گوی هر دو وان با هم

خوشا دیگر خوشا عهد دوجان همزبان با هم .

 

دو تنها رهگذر کفتر

نوازشهای این آن را تسلی بخش

تسلی های آن این را نوازشگر.

خطاب ارهست: ( خواهر جان)

جوابش : (جان خواهرجان )

بگو با مهربان خویش درد و داستان خویش .

 

نگفتی جان خواهر! اینکه خوابیده ست اینجا کیست؟ :

ستان خفته ست و با دستان فرو پوشانده چشمان را

تو پنداری نمی خواهد ببیند روی ما را نیز کو را دوست میداریم.

نگفتی کیست باری سرگذشتش چیست؟

پریشانی غریب و خسته ره گم کرده را ماند .

شبانی گله اش را گرگها خورده .

وگر نه تاجری کالاش را دریا فرو برده.

و شاید عاشقی سرگشته کوه و بیابانها.

سپرده باخیالی دل

نه ش از اسودگی آرامشی حاصل

نه ش ازپیمودن دریا و کوه و دشت و دامانها.

اگر گم کرده راهی بی سرانجام است

مرا به ش پند و پیغام است.

در این افاق من گردیده ام بسیار

نماندستم نپیموده بدستی هیچ سویی را.

نمایم تا کدامین راه گیرد پیش:

از اینسو سوی خفتنگاه مهروماه راهی نیست.

بیابانهای بی فریاد و کهساران خارو خشک و بی رحم است .

وزانسو سوی رستنگاه مهرو ماه هم کس را پناهی نیست.

یکی دریای هول هایل است و خشم توفانها.

سدیگر سوی تفته دوزخی پر تاب

و آن دیگر بسیط زمهریر است و زمستانها .

رهایی را اگر راههی است

جز از راهی که روید زان گلی خاری گیاهی نیست ....

 

....نه خواهر جان! چه جای شوخی و شنگی ست؟

غریبی بی نسیبی مانده در راهی

پناه آورده سوی ساییه سدری

ببینش پای تا سر درد و دلتنگی ست .

نشانیها که در او هست....

 

نشانیها که می بینم در او بهرام را ماند

همان بهرام ورجاوند

که پیش از روز رستاخیز خواهد خاست

هزاران طرفه خواهد زاد ازو بشکوه .

پس از او گیوبن گودرز

و باوی توس بن نوذر

و گرشاسب دلیر شیر گند آور

وآن دیگر

و آن دیگر

انیران را فرو کوبند وین اهریمنی رایات برخاک اندازند

بسوزند آنچه نا پاکی است نا خو بی است

درفش کاویان را فره در سایه ش

غبار سالیلن از چهره بزداید

برافرازند....

 

....نه جانا! این نه جای طعنه و سردی ست

گرش نتوان گرفتن دست بیدادست این تیپای بیغاره .

ببینش روز کور و شور بخت این نا جوانمردیست.

نشانیها که دیدم دادمش باری

بگو تا کیست این گمنام گردآلود .

ستان افتاده چشمان را فرو پوشیده با دستان

تواند بود کو با ماست گوشش وز خلال پنجه بیندمان.

 

نشانیها که گفتی هر کدامش برگی از باغی ست

و از بسیارها تایی

به رخسارش عرق هر قطره ای از مرده دریایی

نه خال است و نگار آنها که بینی هر یکی داغی ست

که گوید داستان از سوختنهایی.

یکی آواره مرد است این پریشان گرد.

همان شهزاده از شهر خود رانده

نهاده سر به صحرا ها

گذشته از جزیره ها و دریاها

نبرده ره به جایی خسته در کوه و کمر مانده

اگر نفرین اگر افسون اگر تقدیر اگر شیطان....

 

....بجای آوردم او را هان

همان شهزاده بیچاره است او که شبی دزدان دریایی

به شهرش حمله آوردند.

 

بلی دزدان دریایی و قوم جادوان و خیل غوغایی

به شهرش حمله آوردند

و او مانند سردار دلیری نعره زد بر شهر:

دلیران من ! ای شیران !

زنان! مردان! جوانان! کودکان! پیران!

و بسیاری دلیرانه سخنها گفت اما پاسخی نشنفت.

اگر تقدیر نفرین کرد یا شیطان فسون هر دست یا دستان

صدایی بر نیامد از سری زیرا همه ناگاه سنگ و سرد گردیدند

از اینجا نام او شد شهریار شهر سنگستان .

پریشان روز مسکین تیغ در دستش میان سنگها میگشت

وچون دیوانگان فریاد میزد ( آی! )

و می افتاد و بر می خاست گریان نعره میزد باز:

(دلیران من!) اما سنگها خاموش .

همان شهزاده است آری که دیگر سالهای سال

ز بس دریا و کوه و دشت پیمودست

دلش سیر آمده از جان و جانش پیر و فرسودست .

و پندارد که دیگر جست و جوها پوچ و بیهودست .

نه جوید زال زر را تا بسوزاند پر سیمرغ و پرسد چاره و ترفند

نه دارد انتظار هفت تن جاوید ورجاوند

دگر بیزار حتی از دریغا گویی و نوحه

چو روح جغد گردان در مزار آجین این شبهای بی ساحل

ز سنگستان شومش بر گرفته دل

پناه آورده سوی سایه سدری

که رسته در کنار کوه بی حاصل .

و سنگستان گمنامش

که روزی روزگاری شبچراغ روزگاران بود

نشید همگنانش آفرین را و نیایش را

سرود اتش و خورشید و باران بود

اگر تیر و اگر دی هر کدام و کی

به فر سور و آذین ها بهاران در بهاران بود

کنون ننگ آشیانی نفرت آباد است سوکش سور

چنان چو آبخوستی روسپی آغوش زی آفاق بگشوده

در او جاری هزاران جوی پر آب گل آلوده

و صیادان دریاها بارهای دور

و بردن ها و بردن ها و بردن ها

و کشتی ها و کشتی ها و کشتی ها

وگزمه ها و گشتی ها......

 

....سخن بسیار یا کم وقت بیگاهست

نگه کن روز کوتاهست .

هنوز از آشیان دوریم و شب نزدیک .

شنیدم قصه آن پیر مسکین را

بگو آیا تواند بود کو را رستگاری روی بنماید؟

کلیدی هست آیا که اش طلسم بسته بگشاید؟

 

....تواند بود.

پس از این کوه تشنه دره ای زرف است

در او نزدیک غاری تار و تنها چشمه ای روشن .

از اینجا تا کنار چشمه راهی نیست.

چنین باید که شهزاده در آن چشمه بشوید تن

غبار قرن ها دلمردگی از خویش بزداید

اهورا و ایزدان امشاسپندان را

سزاشان با سرود سالخورد نغز بستاید

پس از آن هفت ریگ از ریگهای چشمه بردارد

در آن نزدیک ها چاهی ست

کنارش آذری افروزد و او را نمازی گرم بگزارد

پس از آن هفت ریگش را

بنام و یاد امشاسپندان در دهان چاه اندازد .

از او جوشید خواهد آب

و خواهد گشت شیرین چشمه ای جوشان

نشان آنکه دیگر خاستش بخت جوان از خواب .

تواند باز بیند روزگار وصل

تواند بود و باید بود

ز اسب افتاده او نز اصل.

***

 

غریبم قصه ام چون غصه ام بسیار .

سخن پوشیده بشنو اسب من مرده ست و اصلم پیر و پزمردست

غم دل با تو گویم غار!

 

کبوترهای جادوی بشارت گوی

نشستند وتواند بودوباید بودها گفتند .

بشارتها به من دادند و سوی آشیان رفتند .

من آن کالام را دریا فرو برده

گله ام را گرگها خورده

من آن آواره این دشت بی فرسنگ.

من آن شهر اسیرم ساکنانش سنگ.

ولی گویا دگر این بینوا شهزاده باید دخمه ای جوید .

دریغا دخمه ای در خورد این تنهای بد فرجام نتوان یافت .

کجایی ای حریق؟ ای سیل؟ ای آوار؟

اشارتها درست و راست بود اما بشارتها!

ببخشا گر غبار آلود راه و شوخگینم غار!

درخشان چشمه پیش چشم من خوشید.

فروزان آتشم را باد خاموشید.

فکندم ریگها را یک به یک در چاه .

همه امشاسپندان را بنام آواز دادم لیک

به جای آب دود از چاه سر بر کرد گفتی دیو می گفت: آه.

 

مگر دیگر فروق ایزدی آذر مقدس نیست؟

مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست؟

زمین گندید آیا بر فراز آسمان کس نیست؟

 

گسسته است زنجیر هزار اهریمنی تر ز آنکه دربند دماوند است.

پشوتن مرده است ایا؟

و برف جادوان بارنده سام گرد راسنگ سیاهی کرده است آیا؟

سخن می گفت سر در غار کرده شهریار شهرسنگستان

سخن می گفت با تاریکی خلوت.

تو پنداری مغی دل مرده در آتشگهی خاموش

ز بیداد انیران شکوه ها می کرد .

ستمهای فرنگ و ترک و تازی را

شکایت با شکسته بازوان میترا می کرد.

غمان قرن ها را زار مینالید.

حزین آوای او در غار می گشت و صدا می کرد .

 

.....غم دل با تو گویم غار!

بگوآیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟

صدای ناله پاسخ داد:

....آری نیست!

 

 

 

مهدی اخوان ثالث

 

+ نوشته شده توسط گرائی در جمعه یازدهم مرداد 1387 و ساعت 16:42 |

"ااین مهم نیست که دیگران ما  را گول میزنند مهم این است که ما خودمان خود  را گول میزنیم"

  

فروردین 

 

 

جشن سیزده پایان مراسم نوروزی است که با چهار شنبه سوری یا به عبارتی با سده آغاز میگردد و به سیزده فروردین ختم میشود. بسیاری از مراسمی که در جشن سیزده در ایران برگزار میشود معانی اساطیری و تمثیلی دارد . شادی و خنده در این روز به معنی فرو ریختن اندیشه های تیره و پلیدی است . خوردن غذا در دشت نشانه فدیه گوسفند بریان است و به اب افکندن سبزه های تازه رسته  نشانه دادن فدیه به افریدگار اب و گره زدن سبزه برای  باز شدن بخت  تمثیلی از پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلهاست .               

شاید نخستین دوازده روز جشن نشانه زایش انسانهاست  و روز سیزدهم  تمثیلی از آغاز رهایی از جهان مادی است .   

جشن فروردینگان در نوزدهمین روز از ماه فروردین برگزار می شده است . ان جشن ویزه فروهر یا روان درگذشتگان می باشد . در ان روز خانه ها را می رفتند و همه جا را تمیز و آراسته کرده گل و گیاه  و نقل و نبات  و آتش و چراغ روشن  در سفره می نهادند و بدین ترتیب روان درگذشتگان را خشنود می کردند. ابوریحان بیرونی  میگوید : در این جشن پارسیان در دخمه ها چوب صندل بخور می دهند و موبدان با نذور گل و میوه  مراسم آفرینندگان بجای می آورند .

این جشن شنیه عید توسن  (tossaint )  نزد عیسویان کاتولیک است . اکنون این مراسم در آخرین پنجشنبه سال برگزار می شود .

+ نوشته شده توسط گرائی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 15:20 |


Powered By
BLOGFA.COM